تبليغاتX
در پاییز کوچک من درختها فقط یک برگ داشتن
سر گردان به کنار پاییز رسیدم
<P>&nbsp;از موقعی که ننوشتم تابستون اومد و رفت حالا&nbsp;هم که ماه رمضان اومد و حالا داره میره خیلی اتفاقا هم افتاد که انقدر زیاده ترجیح میدم اصلا نگم ولی&nbsp;حیفه مهم ترینشو نگم که عروسی منو مرتضی بود&nbsp; روزی که تو رویای همه هست&nbsp;البته نه اینکه خیلی مشتاق ازدواج باشن اما مطمئنم که همیشه خودشونو تو لباس عروس&nbsp; میبینن منم خودمو دیدم&nbsp; هرچند روزای بعدیش به قشنگی اون روز نبود پر از مسئولیت و مشکل ولی شیرین&nbsp;به هر حال اتفاقات دیگری افتاد که تلخی بعضیاش شیرینی دیگریشو می پوشوند&nbsp;از جمله&nbsp;تنها شدن ما اونم به خاطر رفتن عارفه و علی که از ناراحتی خودم بگذرم نمیتونم اشکای مامانم و غم تو نگاه بابام و ترس از شکستنش و هق هق مرتضی بگذرم !!! امیدوارم هر جا هستن خوش باشن !!! دانشگاها شروع شده و انگیزه ندارم البته طبق معمول به خاطر یه سری بهونه&nbsp;ی&nbsp;تکراری راه دور و درسای مزخرف !!!! نکته مهمش اینه که ترم بعدی و یک ترم تابستونی باید تموم کنم که در اندازه خودم نمیبینم اونم با این ۲۰ واحدی که این ترم بر داشتم !!!</P>
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 16:45  توسط فاطمه تاج زاده | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من فاطمه تاج زاده متولد اولین ماه تابستان 1366 صادره از تهران ,دانشجوی ترم سوم گرافیک!!!
از پاسخ به سوالهای متفرقه معذووووورم!!!
در آخر لطفا در این مکان سیگار نکشید!!!

نوشته های پیشین
اسفند 1386
آذر 1386
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
پیوندها
نسل نو
انتخاب زنان
مصطفی تاج زاده
دفتر بی مخاطب...
الپر
سحر
خاتون
نفیسه
فرنوش عزیز
محمد
هانیه بختیار
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان