![]() |
![]() |
|
| سر گردان به کنار پاییز رسیدم |
|
<P> از موقعی که ننوشتم تابستون اومد و رفت حالا هم که ماه رمضان اومد و حالا داره میره خیلی اتفاقا هم افتاد که انقدر زیاده ترجیح میدم اصلا نگم ولی حیفه مهم ترینشو نگم که عروسی منو مرتضی بود روزی که تو رویای همه هست البته نه اینکه خیلی مشتاق ازدواج باشن اما مطمئنم که همیشه خودشونو تو لباس عروس میبینن منم خودمو دیدم هرچند روزای بعدیش به قشنگی اون روز نبود پر از مسئولیت و مشکل ولی شیرین به هر حال اتفاقات دیگری افتاد که تلخی بعضیاش شیرینی دیگریشو می پوشوند از جمله تنها شدن ما اونم به خاطر رفتن عارفه و علی که از ناراحتی خودم بگذرم نمیتونم اشکای مامانم و غم تو نگاه بابام و ترس از شکستنش و هق هق مرتضی بگذرم !!! امیدوارم هر جا هستن خوش باشن !!! دانشگاها شروع شده و انگیزه ندارم البته طبق معمول به خاطر یه سری بهونه ی تکراری راه دور و درسای مزخرف !!!! نکته مهمش اینه که ترم بعدی و یک ترم تابستونی باید تموم کنم که در اندازه خودم نمیبینم اونم با این ۲۰ واحدی که این ترم بر داشتم !!!</P>
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 16:45 توسط فاطمه تاج زاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من فاطمه تاج زاده متولد اولین ماه تابستان 1366 صادره از تهران ,دانشجوی ترم سوم گرافیک!!!
از پاسخ به سوالهای متفرقه معذووووورم!!! در آخر لطفا در این مکان سیگار نکشید!!! |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 آذر 1386 دی 1385 آبان 1385 مهر 1385 تیر 1385 اردیبهشت 1385 اسفند 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 |
| پیوندها |
|
نسل نو انتخاب زنان مصطفی تاج زاده دفتر بی مخاطب... الپر سحر خاتون نفیسه فرنوش عزیز محمد هانیه بختیار |
|
RSS
|